تبليغاتX
شکوفه های تربیت

شکوفه های تربیت

وبلاگ علمی خبری دبیرستان دخترانه تربیت شازند

اول مهر ماه....روز بازگشایی مدارس و شروعی دوباره

داستان زیبایی از اولین روز مدرسه زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود. وقتي که از مدرسه مي‌آمديم، با بغضي چمبره زده در گلو و کف دستي تاول زده از ترکۀ آلبالو، و مادر که دلسوزانه به تسلاي ما، و يا شايد به دلوجوئي از خودش، با همۀ دانايي که داشت زمزمه مي‌کرد: «بچه جون تو هنوز نميدوني. از قديم گفته‌اند چوب معلم گُله . . .!» واقعا که زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود که مادر با تعجيل و شتابي در قدم‌هايش دست تو را گرفته بود و در درازناي خياباني آنسوترک محله و خانه کشيده مي‌شد و به دنبال خودش مي‌کشاندت. دير شده بود. آنقدر که در خانه دل دل کرده بودي و به دلشورۀ اولين روز مدرسه پا از پا برنداشته بودي، دير شده بود. مادر با گام‌هاي کشيده‌اش تو را به دنبال مي‌کشيد و بال چادرش در باد بال بال مي‌زد و کشيده مي‌شد. رگه‌اي از سوز سرما در تن هوا بود. دست مادر اما گرم و مهربان. گاهي که قدم‌هايش را سست مي‌کرد تا نفست راست شود و پس نيفتي، فرصتي مي‌شد تا نگاهت به نگاهش بيفتد. نگاهي که آميزه‌اي از غرور و ترحم بود. (غرور شايد از اينکه فرزندش به بار نشسته و به سن مدرسه رسيده. ترحم اما چرا. . .!؟) مي‌بردت تا تو را به مدرسه بسپاردت. مي‌رفتيد تا تو بماني و او برگردد. تجربۀ اولين جدايي‌ات شايد. تو در آن سوي در و ديوار و نيمکت و تخته‌هاي سياه مي‌ماندي و مادر تمام راه را، و اين بار نه به شتاب، که انگار دل‌شکسته و پاره‌اي از جانش در جايي جاي مانده برمي‌گشت، شايد حتي پاي چشمش هم تر شده بود. نمي‌دانستي. ولي اين را مي‌دانستي و حتما امروز هم به ياد داري. اينکه چه دلتنگ شده بودي. چه تنها مانده بودي. غربت غروبي پاييزي بر دلت نشسته بود و تو در خودت شکسته بودي. . . مادر رفته بود و تو انگار تازه معناي آن حس ترحم را در نگاهش مي‌فهميدي. راستي که چقدر قابل ترحم بودي آن‌روز. . . روز اول مهر ماه سالي که براي اولين بار به مدرسه رفتي. . . زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود. وقتي که از مدرسه مي‌آمديم، با بغضي چمبره زده در گلو و کف دستي تاول زده از ترکۀ آلبالو، و مادر که دلسوزانه به تسلاي ما، و يا شايد به دلوجوئي از خودش، با همۀ دانايي که داشت زمزمه مي‌کرد: «بچه جون تو هنوز نميدوني. از قديم گفته‌اند چوب معلم گُله . . .!» واقعا که زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود که مادر با تعجيل و شتابي در قدم‌هايش دست تو را گرفته بود و در درازناي خياباني آنسوترک محله و خانه کشيده مي‌شد و به دنبال خودش مي‌کشاندت. دير شده بود. آنقدر که در خانه دل دل کرده بودي و به دلشورۀ اولين روز مدرسه پا از پا برنداشته بودي، دير شده بود. مادر با گام‌هاي کشيده‌اش تو را به دنبال مي‌کشيد و بال چادرش در باد بال بال مي‌زد و کشيده مي‌شد. رگه‌اي از سوز سرما در تن هوا بود. دست مادر اما گرم و مهربان. گاهي که قدم‌هايش را سست مي‌کرد تا نفست راست شود و پس نيفتي، فرصتي مي‌شد تا نگاهت به نگاهش بيفتد. نگاهي که آميزه‌اي از غرور و ترحم بود. (غرور شايد از اينکه فرزندش به بار نشسته و به سن مدرسه رسيده. ترحم اما چرا. . .!؟) مي‌بردت تا تو را به مدرسه بسپاردت. مي‌رفتيد تا تو بماني و او برگردد. تجربۀ اولين جدايي‌ات شايد. تو در آن سوي در و ديوار و نيمکت و تخته‌هاي سياه مي‌ماندي و مادر تمام راه را، و اين بار نه به شتاب، که انگار دل‌شکسته و پاره‌اي از جانش در جايي جاي مانده برمي‌گشت، شايد حتي پاي چشمش هم تر شده بود. نمي‌دانستي. ولي اين را مي‌دانستي و حتما امروز هم به ياد داري. اينکه چه دلتنگ شده بودي. چه تنها مانده بودي. غربت غروبي پاييزي بر دلت نشسته بود و تو در خودت شکسته بودي. . . مادر رفته بود و تو انگار تازه معناي آن حس ترحم را در نگاهش مي‌فهميدي. راستي که چقدر قابل ترحم بودي آن‌روز. . . روز اول مهر ماه سالي که براي اولين بار به مدرسه رفتي. . . زندگي راستي چه زود مي‌گذرد. انگار همين ديروز بود. درازناي درد را مي‌گويم که از بند انگشت شروع مي‌شد و تا فرق سر تير مي‌کشيد. درد که مي‌گويم، نه آنقدر سخت که مثل مردن. شايد آنقدر تلخ و عذاب‌آور که مثل شکنجه. معلم خط را مي‌گويم. قلم‌هاي ني را که يادت هست؟ بارها از خودمان پرسيديم چرا وقتي معلم خط با هر چه زور که داشت شکنندگي انگشتانمان را در بند بند ني ضرب مي‌کرد، قلم ني نمي‌شکست!؟ راستي که چه قلم‌هايي داشتيم. چه شيشه‌هاي مرکب‌هايي. چه ليقه‌هاي دواتي. . . يادت هست؟ چه خطي مي‌نوشتيم. «جور استاد به از مهر پدر» چه مي‌دانستيم. شايد هم استاد خط داشت جور مهر پدر را مي‌کشيد و ما نمي‌فهميديم. حرف مادر را يادت هست؟ اينکه: «بچه جون تو هنوز نمي‌فهمي. از قديم گفته‌اند چوب معلم گُله» و عجيب اينکه امروز و هنوز هم نمي‌فهميم. اينکه چرا و چطور يک معلم مي‌توانست آنهمه بد باشد. ولي نه. از حق هم نبايد گذشت. معلم‌ها همه هم آنقدرها بد نبودند. از اجبار و اتفاقي که شايد چند نفري را هم به کلاس و لباس معلم‌ها کشانده بود بگذريم، به گذار ايثار و مدرا و محبت مي‌رسيم که بسياري از معلمان من و تو از ساکنان قانع و صبور آن بودند. چارسوق اين گذر به شمع وجود آن نازنينان روشن بود، و هم آنان، قلندران بيدار شب‌هاي بلند ندانستن‌هاي من و تو بودند. پس، يادشان در تاريک‌خانۀ خاطر ما روشن باد. راستي که اين قافلۀ عمر چه زود مي‌گذرد! اول مهر ماه سالي که پشت نيمکت مدرسه‌اي در جايي از آنجا که زبان همکلاس و معلم و درس و کتابش زبان مادر بود و زبان مادري‌مان بود، تا امروز اول مهر ماه که ايستاده يا نشسته‌اي در گوشه‌اي از سرزميني که پدري نيست و زبانش هر چه که هست، مادري نيست. راستي که چقدر دلم تنگ است براي آن نيمکت چوبي رو به تخته سياه مدرسه‌ام. براي همهۀ بچه‌ها در حياط مدرسه. براي نقشۀ ايراني که آنجا در کلاس و بر ديوار آويزان بود. براي صداي گرم و روشن معلمم که به زبان مادري از سرزمين پدري مي‌گفت. . .
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:48  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

میلاد امام جواد (ع)

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد. کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:38  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

((روز جهانی ارتباطات و فناوری گرامی باد))

ارتباطات همواره به‌عنوان یكی از موضوعات بسیار مهم برای بشر محسوب شده است و امروز در عصر ارتباطات و در دورانی قرار داریم كه قدرت در دست جوامعی است كه از نیرومندترین شبكه‌های ارتباطی و به تبع آن، از بیشترین اطلاعات برخوردار باشند و این حقیقت انكارناپذیر تمدن كنون جهانی است. اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات - ITU - از قدیمی‌ترین سازمان‌های بین‌المللی است كه در ۱۷ می سال ۱۸۶۵ فعالیت خود را آغاز كرد، اما علی‌رغم قدیمی بودن، ITU اتحادیه‌ای ماهیتا جوان است و به عنوان توسعه‌یافته‌ترین بخش مخابرات جهانی به شمار می آید. بر اساس بیانیه‌ی اجلاس سران جامعه اطلاعاتی (WSIS)، اتحادیه بین المللی مخابرات، مسوول توسعه زیرساخت‌های ICT و تسهیل كننده عملكردهای تعاملی، اتصال مقابل و اتصال جهانی شبكه‌ها و سرویس‌ها، فراهم آورنده یك محیط توانمند جهت توسعه و اعتماد سازی در استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات از طریق ارتقای امنیت رایانه‌یی تعیین شده و مسوولیت دارد كه امكان استفاده از ICT را برای همه افراد در هر زمان و مكانی گسترش دهند. ۲۷اردیبهشت (۱۷ ماه مه) هر سال براساس مصوبه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی جامعه اطلاعاتی انتخاب شده است و هر سال محورها و شعارهایی را برای اجرای سیاست‌ها و توسعه‌ی اهداف ارتباطی در سطح جهان مطرح می‌كند. امسال برقراری ارتباط جوانان، فرصت‌های فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان شعار انتخاب شده و دبیر كل اتحادیه بین المللی مخابرات در پیامی از همه‌ی اعضای خود و سازمان‌های بین‌المللی، دولتی و غیردولتی دعوت كرده است از هرگونه كمك ممكن در زمینه‌ی دسترسی به فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات به كودكان، نوجوانان سراسر جهان دریغ نكنند؛ چرا كه این امر به دلیل جایگاه جوانان در توسعه‌ی كشورها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. حمدون توره در پیام خود آورده است: در عصر اطلاعات و ارتباطات، وابستگی افراد جامعه به فن آوری‌های اطلاعات و ارتباطات در انتخاب روش زندگی آن‌ها موثر است، در این دنیای به هم پیوسته، جوانان نه تنها به‌عنوان بهره‌وران شبكه‌های ارتباطی، بلكه اغلب به‌عنوان نیروی محركه آخرین ابتكارات و ابداعات در زمینه ICT نقش بسیار مهمی را ایفاء می‌كنند او در بخشی از پیام خود تاكید كرده است: « اكنون وظیفه ماست كه فرصت‌های استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات را برای كودكان و نوجوانان، بویژه برای افرادی كه از دست‌یابی به فن‌آوری‌های دیجیتالی درحال رشد محروم هستند، فراهم آوریم در بخش دیگری از این پیام آمده است ICT ابزاری نیرومند برای قدرت بخشیدن به كودكان و سایر گروههای آسیب‌پذیر از طریق ارتقاء اطلاعات و داشتن آن‌ها محسوب شده و حقوق آن‌ها را در جوامع بشری ضمانت می‌كند. همچنانكه روز جهانی جامعه اطلاعاتی را جشن گرفته‌ایم از تمامی ذی‌نفعان و سازمانهای بین‌المللی، سازمانهای غیردولتی و سیاستگذاران ملی دعوت می‌كنیم كه كودكان و نوجوانان سراسر دنیا را در دست یافتن به ICT یاری كنند دبیر كل سازمان ملل متحد نیز در پیام خود به مناسبت روز جهانی ارتباطات، از سیاست‌گذاران و پیشتازان صنعت مخابرات درخواست كرد تمامی ‌توجه خود را معطوف جوانان كرده و برای تولید فن‌آوری‌ها، برنامه‌ها و سرویس‌هایی كه دسترسی ‌آن‌ها را به ICT تسهیل می‌كند، ‌با آن‌ها همكاری كنند. بان كی مون در پیام خود آورده است: «جوانان به عنوان عمده‌ی كاربران آگاه ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات هستند، اما تحول دیجیتالی خارج از دسترسی بسیاری از آن‌ها قرار دارد، بویژه دختران و زنان جوان و كسانی كه در مناطق محروم زندگی می‌كنند. به همین دلیل، از سیاست‌گذاران و پیشتازان این صنعت درخواست می‌كنم تمام توجه خود را معطوف كودكان و جوانان كرده، برای تولید فن‌آوری‌های مناسب، برنامه‌ها و سرویس‌هایی به منظور تسهیل دسترسی به ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات IT با آن‌ها همكاری كنند در بخش دیگری از این پیام آمده است: «جوانانی كه به ICT دسترسی دارند، اغلب گام‌های بلندی را در طلب دانش برداشته و به راحتی قادر به غلبه بر موانع ارتباطات هستند. در بسیاری از مواقع جوانان عامل اصلی نوآوری در طراحی و استفاده از فن‌آوری‌های جدید هستند، اما شكاف دیجیتالی دیگران را از این منظر دور كرده و آن‌ها را برای سرمایه‌گذاری بر روی منافع جهانی سازی ناتوان می‌سازد. جوانان در هر جا باید فرصت‌های برابر برای رهایی از فقر و بی‌سوادی و تحقق پتانسیل كامل خود داشته باشند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:43  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

دل شیدایی...

ای زن قرآن بخوان تا مردانگی بماند... برای هر ماندن و رفتن سببی است.اما خوش آن رفتنی که عین ماندن بود این آسمان را گفت و از زمین خواست آن روایت عاشقانه را او شروع کند. پيدايش آنگاه كه رنج و درد بر كالبد انسان حمله ور گشت و سلامت وي را پايان داد، پرستاري به وجود آمد؛‌ يعني از زمان پيدايش بشر،‌ اين حرفه مقدس بر عرصه گيتي نمايان شده است. در مسير تاريخ، پرستاري همپاي پزشكي در خدمت انسان ها بوده است و به تدريج، اين دو در قالب علم پيشرفت نموده اند و در زمان هاي بحراني، مانند حوادث طبيعي و جنگ ها، خدمات شايان توجهي انجام داده اند. پرستاري در اسلام پرستاري از مجروحان و كمك به ناتوانان، در فطرت و نهاد هر انساني وجود دارد كه حاكي از اهميت آن در زندگي اجتماعي است. سيره رهبران الهي نيز همواره بر اين بوده كه در ميدان انجام كارهاي پسنديده، گوي سبقت را از همه انسان ها بربايند و انسان كامل عصر خويش و الگو براي آيندگان باشند تا بدين ترتيب، بزرگ ترين مشوق انسان ها در عمل به نيكي ها گردند. يكي از كارهاي نيك ،" پرستاري" از بيماران است و رهبران الهي نيز بدان همت مي گماردند. پرستاري حضرت يوسف (ع) زماني كه حضرت يوسف (ع) در زندان مصر بود،‌ به زندانيان خدمت مي كرد. خدمات او به زندانيان به گونه اي بود كه توجه آنان را به سوي خود جلب كرد،‌به طوري كه آن حضرت را از نيكوكاران مي دانستند. در اين مورد در تفسير آيه 36 سوره يوسف "ما تو را از نيكوكاران قرار داديم" از امام صادق (ع) نقل مي كنند كه حضرت يوسف (ع) در زندان از بيماران زنداني پرستاري و نيازهاي آنان را برآورده مي كرد. پرستاري در فرهنگ اسلامي در فرهنگ اسلامي و تعابير قرآني، آن هنگام كه پرستار براي ياري انسان نيازمندي تلاش مي كند و براي جلب رضاي پروردگار نيازهايش را برمي آورد، ‌مثل آن است كه او را از مرگ رهايي بخشيده و بدين كار، موجبات خرسندي خداوند را فراهم كرده است؛ زيرا پرستاري كه با تلاش خويش جان مجروح يا بيمار ناتواني را نجات مي دهد و براي بهبودي وي فعاليت مي كند، به يقين او را زنده كرده است و هر كه فردي را زنده كند و به جامعه پر تلاش انسان ها باز گرداند، مثل آن است كه خدمتي شايان به همه مردمان كرده است. قرآن كريم در آيه 32 سوره مائده در اين باره مي فرمايد: " وهر كس انساني را از مرگ رهايي بخشد، ‌چنان است كه گويي همه مردم را زنده كرده است". نُسَيبه، پرستار با ارزش تاكيد اسلام بر بزرگداشت كار پرستاري و سفارش به انجام آن، باعث شده بود كه بسياري از اصحاب رسول خدا اعم از زن و مرد، به اين كار اهتمام ورزند. "نسيبه" يكي از زنان صدراسلام است كه با پيامبر (ص) بيعت نمود. وي بيشتر روزها روزه دار بود و از عبادت خداوند غفلت نمي ورزيد. اين زن شجاع و با شهامت،‌ در جنگ هاي احد،‌ حنين، ‌حديبه و يمامه شركت داشت و همواره مشكي بر دوش مي كشيد و خورجيني نيز در برداشت و هر جا تشنه اي مي يافت و يا ناله مجروحي را مي شنيد، ‌بي درنگ بر بالينش حاضر مي شد. وظيفه او، ‌رساندن آب به سربازان و نيز مداواي زخميان بود. حضرت زينب (س) پرستار نهضت وانقلاب حسينى حضرت زينب (س) در سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد. پرستار بزرگ صحراي كربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز كه در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود. حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يكى از كوچك‏ترين مسؤوليت ‏هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش ‏بنمايد و چنين كارى از عهده هر كس برنمى‏آيد ولى با اين حال ‏مقام زينب كبرى سلام الله عليها، آن‏قدر والا و عظيم است كه او را پرستار نهضت وانقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بيمار بود. زينب نقش نگهدارى از قيام خون بار حسينى را بر عهده داشت كه ‏قطعا اگر او اين بار را بر دوش نمى‏گرفت، خون سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه پايمال مى‏شد و بسيار دشوار بود كه نهضت ابى عبد الله عليه السلام به مردم‏ اعلام و ابلاغ گردد و شايد بدون اسارت خاندان رسول الله وپيش‏تازى عقيله بنى هاشمى عليها السلام در رسوا نمودن هيئت‏ حاكم، و تبليغ او از انگيزه قيام برادرش، يزيديان به هدف پليد خود نائل مى‏آمدند و نام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را نه تنها از مناره‏هاى مساجد بلكه از تاريخ، پاك و محو مى‏كردند و اين بود نيت ‏شوم آنان. حضرت زينب عليها السلام با مجاهدت و قيام شجاعانه خويش در برابر زورگويان وهم‏چنين فريب ‏خوردگان زمانش، آن چنان از قيام امام حسين عليه السلام دفاع كرد كه ‏تا قيام رستاخيز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و اين نام جاودان و مقدس براى هميشه با عظمت ‏بايد برده شود. عقيله بنى هاشم عليها السلام در پس آن مصيبت ‏بزرگى كه "تصغر عندها المصائب‏" آن چنان ‏بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر كفر و زندقه‏ ايستاد و سخنرانى كرد و خطابه خواند و مردم را بيدار كرد و حركت را در مردگان آغاز نمود كه از آن جا حركت توابين و ديگر حركت‏هاى اسلامى آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار اين ‏حركت عظيم زينبى، هويدا است و به بركت اين بانوى بزرگوار و قيام مباركش، هم‏چنان بيرق‏هاى خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مى‏شود زيرا زينب كبرى سلام الله عليها بود كه پيام ‏خونين حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند. پرستار مهربان مادرم، اي كه هر روز و شب با اخلاق نيكويت، با دست مهربانت و با چشم دل سوزت به پرستاري از من همت مي گماري و در ايام بيماري،‌ بي درنگ و سرگردان به دنبال التيامم مي گردي و آسايش من را به همه دنيا ترجيح مي دهي، اين رو ز را به تو نيز تبريك مي گويم،‌ اي پرستار بي توقع زندگي من
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 17:30  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

روز فناوری انرژی هسته ای

روز فناوری هسته ای

بشر پس از پايان سوخت هاي فسيلي براي تامين انرژي دائمي مورد نياز خود راهي جز استفاده از فرآيندهاي هسته اي ندارد.این روز بزرگ رو به همه ی پارسیان تبریک میگیم.

راه هاي توليد انرژي هسته اي
انرژي هسته اي به سه صورت از هسته هاي راديو اكتيو منتشر مي گردد:
1) انرژي آزاد شده همراه با انتشار ذرات آلفا و بتا و گاما و... كه در كاربردهاي راديوايزوتوپي پزشكي، كشاورزي و صنعت از آنها استفاده مي شود.

2) انرژي آزاد شده در فرآيند شكافت هسته اي، كه در نيروگاههاي هسته اي از اين انرژي جهت توليد برق استفاده مي شود. در اين فرآيند بطور متوسط به ازاي شكافت هسته اي يك كيلوگرم اورانيوم حدود 20ميلياردكيلو كالري گرما آزاد مي گردد، اين درحالي است كه گرماي آزادشده در سوختن يك كيلوگرم نفت خام تنها حدود 11000كيلوكالري است.

3) انرژي آزاد شده در فرآيند جوش هسته اي كه در خورشيد تحت همين فرآيند در هر ثانيه 564ميليون تن هيدروژن در تشكيل 560ميليون تن هليم در واكنش جوش هسته اي شركت مي كند و مابقي آن معادل 4ميليون تن به انرژي تبديل مي شود. به اين ترتيب در هر ثانيه حدود 4ميليون تن از جرم خورشيد كاسته شده و به انرژي تبديل مي شود، اين انرژي معادل 23 10*8/3 كيلوژول مي باشد كه از اين انرژي روزانه معادل 19 10*5/1كيلوژول به سطح زمين مي رسد، اين مقدار تقريبا معادل تمام انرژي است كه بشر تاكنون مصرف كرده است. (درحال حاضر مصرف انرژي روزانه بشر حدود 14 10*5/6كيلو ژول است).

از آنجا كه جهت انجام فرآيند جوش هسته اي دمايي در حدود 10 تا 100ميليون درجه سانتيگراد (دماي دروني خورشيد) لازم است و دسترسي به اين دما كار مشكلي است، لذا توليد اين انرژي در حال حاضر چندان ميسر و به صرفه نبوده و تلاش هاي گسترده علمي در سطح جهاني در جريان است كه بتوان به شيوه اي كاربردي از اين فرآيند به عنوان منبع توليد انرژي استفاده كرد و از آنجا كه حدود 015/0درصد آب اقيانوسها را آب سنگين (D2O) تشكيل مي دهد، براساس محاسبه چنانچه هيدروژن سنگين يعني دوتريوم (D) موجود در يك گالن آب اقيانوس استخراج و در فرآيند جوش هسته اي شركت داده شود، معادل 300گالن بنزين انرژي آزاد مي گردد. به اين ترتيب پيش بيني مي شود با گسترش فناوري جوش هسته اي، در آينده تهيه انرژي از طريق جوش هسته اي امكان پذير گشته و آب اقيانوسها عملا به عنوان منبعي تمام نشدني جهت توليد انرژي به كار گرفته شود.


غني سازي اورانيوم
امروزه آنچه كه تحت عنوان انرژي هسته اي در سطح جهان بطور گسترده از آن استفاده مي شود از طريق فرآيند شكافت هسته اي اورانيوم تامين مي گردد.

براي آنكه بتوان از اورانيوم طبيعي تخليص شده به عنوان سوخت جهت توليد انرژي هسته اي استفاده نمود مي بايست عمل غني سازي اورانيوم انجام شود. اورانيوم داراي سه ايزوتوپ يا گونه اتمي اورانيوم-234اورانيوم-235 و اورانيوم-238مي باشد كه فراواني نسبي اورانيوم-234 بسيار اندك بوده و چنانچه از آن صرف نظر شود در آن صورت فراواني نسبي اورانيوم-235برابر 7/0درصد و اورانيوم-238، 3/99% خواهد بود.


غني سازي اورانيوم يعني بالابردن درصد فراواني نسبي اورانيوم-235 از 7/0درصد به بالاي 3درصد كه در راكتورهاي اتمي از اورانيوم3 الي 4درصد غني شده به عنوان سوخت هسته اي استفاده مي شود. انرژي حاصل از شكافت هسته اي اورانيوم در راكتورهاي قدرت سبب بخارشدن آب و به حركت درآوردن توربين ها جهت توليد برق مي شود.

مقايسه انرژي سوخت هاي هسته اي و سوخت هاي فسيلي
چنانچه يك كيلوگرم اورانيوم-235بطور كامل در فرآيند شكافت هسته اي شركت كند معادل 1000مگاوات برق در روز انرژي آزاد مي گردد كه معادل انرژي حاصل از انفجار 20000تن TNT است.

اگر بهره تبديل گرماي آزادشده به الكتريسيته 30%باشد در آن صورت مقدار هريك از سوخت هاي فسيلي گاز، نفت و ذغال سنگ مورد نياز جهت توليد روزانه 1000مگاوات برق در ساعت حدود 5ميليون مترمكعب گاز، 6000تن نفت و 8000تن ذغال سنگ خواهد بود كه براي حمل نفت روزانه 300كاميون و ذغال سنگ 400كاميون 20تني مورد احتياج است.

اين اعداد در مقايسه با انرژي حاصل از سوخت هاي فسيلي بسيار عظيم مي باشد به اين ترتيب ملاحظه مي گردد كه استفاده از انرژي هسته اي از هر لحاظ چه از نظر اقتصادي و چه از نظر عدم آلايندگي محيطي كاملا به صرفه بوده و با سوخت هاي فسيلي به هيچ وجه قابل مقايسه نمي باشد و بر همين اساس است كه امروزه توجه به انرژي هسته اي در راس برنامه تمام كشورها قرارگرفته و كشور ما نيز درصد استفاده از اين انرژي عظيم هسته اي مي باشد.


تعداد نيروگاه هاي هسته اي در جهان
امروزه 430نيروگاه اتمي جهت توليد برق در جهان كار مي كند كه 100نيروگاه جديد نيز در دست اقدام است. از اين تعداد 105نيروگاه در ايالات متحده آمريكا، 60نيروگاه در فرانسه، 54نيروگاه در ژاپن، 30نيروگاه در روسيه، 20نيروگاه در آلمان و در بلغارستان تنها با 7ميليون جمعيت 7نيروگاه 1000مگاواتي در حال فعاليت مي باشد. در حال حاضر حدود 42درصد برق اروپا و 32درصد برق آمريكا و در مجموع 16درصد برق جهان از طريق هسته اي تامين مي گردد.

برنامه انرژي هسته اي ايران در گذشته و حال
در سال 1353 كه مصرف برق كشور حدود 3500مگاوات و جمعيت كشور حدود 30ميليون و درآمد نفت حدود 22ميليارد دلار بود جهت يك برنامه توسعه 20ساله 20000مگاوات برق پيش بيني كرده بودند كه مورد حمايت كامل آمريكا بود. اكنون كه مصرف برق كشور حدود 30000مگاوات و جمعيت كشور بيش از دو برابر و درآمد نفت تنها حدود 24ميليارددلار و برنامه توسعه انرژي هسته اي كشور در يك دوره 20ساله 7000مگاوات مي باشد، براي راه اندازي نخستين نيروگاه يك هزار مگاواتي با مخالفت جدي آمريكا مواجه هستيم.

اين مخالفت آمريكا چيزي جز مخالفت با دانش هسته اي ايران (كه به گفته البرادعي در رتبه دهم جهان قرار دارد) و نيز مخالفت با پيشرفت علمي كشور نيست و اتهام سعي در ساخت سلاحهاي هسته اي و تبليغات گسترده جهاني در اين زمينه صرفا جهت جلوگيري از توسعه علمي و پيشرفت كشور و عقب نگهداشتن ايران اسلامي از دانش روز مي باشد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 10:19  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و گمراهی ، دنیاست و آخرت ، خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی ها از آن شیطان ملعون است.

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید شیطان از شما دور شود ٬ چندان که مشرق ار مغرب دور است ؟ عرض کردند چرا. فرمودند : روزه ٬ روی شیطان را سیاه می کند و صدقه ٬ پشت او را می شکند و دوست داشتن برای خدا و هم یاری در کار نیک ٬ ریشه او را می کند و استغفار ٬ شاهرگش را می زند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 12:19  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

ولادت امام صادق(ع)

 

امام صادق علیه السلام :

شیطان گفت پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:

١- هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند.

٢- کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید.

٣- کسی که برای برادر مومنش آن پسندد که برای خود می پسندد.

٤- کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند.

٥- و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 11:52  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

روز بزرگداشت شهدا

شهید؛ والاترین مکبّر آزادگی

خورشید، بزرگ‏ترین مؤذن صبح است و شهید، والاترین مکبر آزادگی؛ و کدام تکبیر، رساتر و فراگیرتر از شهادتینی که در بی‏تعلق‏ترین ثانیه‏های زندگی، بر زبان شهید جاری می‏شود؟!

آری! رهایی، محصول دل‏سپردگی مردان جهاد، به عالمی فراتر از خاک است؛ محصولی که توازن عقل‏های زمین را درهم می‏شکند. پس سلام بر شهدا که ایستاده می‏میرند.

راز جاری ماندن شهدا

چه می‏شود که خون حامل زلال‏ترین پیام‏ها در تاریخ می‏ماند؟ بی‏تردید، پاسخ را باید در این حقیقت جست که شهدا، تفسیر مجسم باران، بر شوره‏زار غفلت زمین‏اند... و راز جاری ماندن شهدا، چیزی جز جوشیدن از چشمه‏ای به نام عشق نیست. شهادت، کلاس همیشه دایر حرکت است که تمامی انسان‏ها را در هر برهه زمان، در خویش ثبت نام می‏کند و شهدا، محصلان برگزیده این مدرسه‏اند.

سلام بر شهدا!

شهدا، مرگ را به سخره گرفته‏اند، تا ما به حقارت دنیا بخندیم. شهدا، حیثیت خون را فریاد زدند، تا ما گوشت و پوستمان را از جرعه عطش و شور بپرورانیم. شهدا، همه تعلقات را از خود بریدند و خود را مسافر آسمان کردند، تا گذرگاه بودن دنیا را اثبات کرده باشند و راز آزادی را بریدن از خویش ثبت نموده باشند. پس سلام بر شهدا و بر فرهنگ همیشه روشنشان. بر ما باد مرور خویش در بایدهای آنان و محک زدن خود در این غفلت‏گاه نسیان‏زا.

سلام بر شهادت که بزرگ‏ترین نتیجه حرکت است.

اگر خون نبود...

مشق امشب من شهید است. هزار و چهارصد بار از روی تو می‏نویسم، تا یادم باشد از کربلای حسین، تا هورالعظیم، از مکه تا فکه و از ساحل فرات تا قله‏های «بازی دراز» راه کوتاهی است، به اندازه یک قطره سرخ از خون خدا. در خیابان‏های شهر، حق تقدم همیشه با تو خواهد بود. ای شهید! اگر جوی خون راه نمی‏افتاد، چه کسی سلام ما را به درختان سیب می‏رساند تا امروز در سایه‏سارشان به خواب خوش برویم؟!

ستاره شدند تا...

امروز، سنگرهایشان اینجاست؛ در گلزارهای همیشه سرخ شهر.

عزم جزم کرده‏اند تا جغرافیای آسمان را برای اهل زمین رسم کنند؛ ستاره شده‏اند تا راه جاودانه ایمان را نشانمان دهند، و کبوتران خونین بالی شدند تا به رسم عاشقی، هر روز، بر فراز آسمان زندگی‏مان پر بگیرند و تیرگی‏ها را در روشنای زلال پرنده بودن محو کنند.

         ((شهدا رفتند فقط برای نجات شما))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 10:44  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

خواجه ی نجومی...

"یاهو"

 

مقدمه

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران کودکی جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس‌ترین و با نفوذترین چهره‌های تاریخ فکری اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیرالدین طوسی را دسته‌ای از دانشوران خاتم فلاسفه‌ای و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده‌اند.

خواجه نصیرالدین طوسی از نگاه علامه حلی

علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی می‌باشد، درباره استادش چنین می‌نویسد: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت، او اشراف کسانی است که ما آنها را درک کرده‌ایم، خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات ، شفای ابن سینا و تذکره‌ای در هیأت را که از تألیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد.

ایجاد رصد خانه مراغه

وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 هجری قمری پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند، که شروع آن از سال 638 هجری قمری بود. برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاره شده بود که از عشر (یک دهم) آن جهت امر رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می‌نمود. در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند. در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه‌ای جهت استفاده طلاب دانشجو. این کارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 هجری قمری در گذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود.

تألیفات

خواجه نصیرالدین طوسی زمانی پیش از سال 611 هجری قمری در مقال پیشروی مغولان به یکی از قلعه‌های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد، اینکار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی ، منطقی ، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش اخلاق ناصری را به رشته تحریر درآورد. قسمت اعظم 150 رساله و نامه‌های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است، جز آنکه ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از 5 کتابی که در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است.

در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس ، آرستارخوس ، اقلیدس ، آپولونیوس ، ارشمیدس ، هوپسیکلس ، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت. از جمله مهمترین آثار اصیل اصیل وی در حساب ، هندسه و مثلثات ، جوامع الحساب بالتخت و التراب ، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است که به نوشته‌های رگیومونتانوس اثر گذارده است. معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی که در سال 650هجری قمری نوشته شده می‌باشد و همچنین تذکره فی علم الهیئه است، کتاب تنسوق نامه و کتابهایی در زمینه اختر بینی نیز نوشته است. احتمالاٌ برجسته ترین کار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است.

در کشف القناع عن اسرار شکل القطاع ، وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود که برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته‌ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته‌های منجمان بیزانسی به کوپرنیک اثر گذاشته است و همراه با کار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه‌های نجوم کوپرنیکی است، به استثنای فرضیه خورشید مرکزی آن.

خواجه نصیرالدین با اینکه سر و کارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده ، روشنترین راه را که برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می‌دهد دیانت است. اگر چه در تمام نوشته‌های خود دم از استقلال و معرفت می‌زند اما آشکارا می‌گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می‌شود و حقیقت دانش را دین می‌داند که تسلی بخش جانها و روان بخش کالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یک مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می‌رود. کتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی کتاب بیرونی (کتاب الجماهر فی معرفت الجوهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد، طوسی یکی از پیشروترین فلسفه اسلامی است که تعلیمات مشایی ابن سینا را پس از آنکه در طول دو سده در محاق کلام قرار گرفته بودند احیاء کرد. او مظهر نخستین مرحله ترکیب تدریجی مکتبهای مشایی و اشراقی است، اخلاق ناصری وی رایجترین کتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است.

تجرید العقاید او در کلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالا‌ بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است. گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می‌پندارند و می‌گویند بدست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟

وداع با دنیا

در سال 672 هجری قمری خواجه نصیرالدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند. اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در کاظمین نزدیک بغداد دار فانی را وداع گفت. خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مقول درخشید و در هر شهری که پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 10:36  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  | 

بی کلام...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:21  توسط دبیرستان دخترانه تربیت شازند  |